















صحنه بعد نشون ميده همه تيم ها در حالاستراحت و تفريح اند اما کبير داره با تيمش تمرين ميکنه در حين نشون دادن اين صحنه ها صداي همون گزارشگر هندي هم پخش ميشه که ميگه :بعد از چنين باخت بزرگي تيم هند بايد از جام جهاني بره ولي فقط يه فرصت باقي مونده اونم اينه که در مسابقه فردا تيم انگليس رو شکست بده ،اما بعد از ديدن تيم هند احتمال چنين چيزي خيلي کمه
حالا اينجا ديگه صدا قطع ميشه و کبير رو نشون ميده که داره با تيم تمرين ميکنه و همه دورش جمع شدند و دارند به حرفهاش گوش ميدن ولي بنديا يه گوشه تنها داره تمرين ميکنه
مسابقه هند وانگليس
گزارشگر شروع ميکنه به گزارش کردن وميگه:انگليس براي دو امتياز بازي ميکنه اما هند براي موندن در جام جهاني،به خاطر اينکه دفعه پيش استراليا هند رو با گل هاي زيادي شکست داد از اين بازي استقبال خوبي نشده
خوب بازي شروع ميشه در حالي که بنديا در بازي نيست
اولين حمله انگليس توسط ويديا دفع ميشه با اينکه مدت زيادي از شروع بازي نگذشته ولي اين موضوع کاملا روشنه که اين تيمي همون تيمي نيست که مقابل استراليا بازي کرد تسلط بيشتري درشون وجود داره و دارند راحت بازي ميکنند
يه صحنه جالب اينجا به وجود مياد هميشه بالبير رو همه خطا ميکرد حالا اين دفعه يکي پيدا ميشه رو بالبير خطا ميکنه
بالبير هم بعد از اينکه ميخوره زمين دوباره سريع بلند ميشه ولي کبير بهش ميگه وانمود کنه آسيب ديده يعني يه خورده شلوغش کنه اونم ميره پيش داور و ميگه که آسيب ديده داور هم به بازيکن انگليس کارت ميده
از نيمه اول بيست دقيقه باقي مونده وبراي انگلستان يک پنالتي و يه خطر جدي براي هند
اما اين خطر هم به کمک ويديا نتيجه اي نداره و نيمه اول تموم ميشه
بچه ها ببخشيد من اين قسمت رو دارم اينجوري معني ميکنم آخه تقصير من نيست اينا حرف نمي زنند فقط بازي مي کنند منم مجبورم فقط مثل گزارشگرها بازي رو گزارش کنم
نيمه دوم با فرياد چاکده بازيکنان هند شروع ميشه
گزارشگر هندي : نيمه دوم شروع شده و بر خلاف تصور همه هند حتي يک گل هم نخورده ولي تا الان باز هم يه موقعيت خطرناک ديگه براي انگليس و اين دفعه بازيکن انگليسي از ويديا هم رد ميشه و همه فکر ميکنند الان گل رو ميزنه اما گنجان جلوي توپ رو ميگيره و نميزاره گل بشه کبير هم گنجان رو تشويق ميکنه
چند دقيقه بيشتر به پايان بازي نمونده
گزارشگر : انگليس داره به شدت حمله ميکنه اما توپ دست سويي مويي،سويي مويي به مري،مري به پريتي
اينجا کومال آزاد و کبير فرياد ميزنه که پاس بده ولي پريتي به کومال پاس نميده ولي خوشبختانه خودش گل ميزنه و اينجاست که کريشنا جو زده ميشه کبير رو بغل ميکنه
و بلاخره در عين ناباوري همه بازي تموم ميشه وهند با يک گل انگليس رو شکست ميده


گزارشگر:و پايان ،هيچ کس فکرش رو نميکرد که چنين چيزي بشه هند با يک گل انگليس رو شکست داد ونه تنها خودش رو نجات داد بلکه يک جايگاه تازه اي رو در جام جهاني پيدا کرد
کبير به همه وقتي داشتند ميرفتند تو رختکن با خنده خسته نباشيد ميگفت بهشون بطري آب ميداد اما نوبت به پريتي که رسيد در حالي که پريتي منتظر تشويق کبير بود با چهره گرفته کبير رو برو شد و فهميد کبير از دستش ناراحته
گزارشگر:در آينده چي ميشه نمي دونم
ولي هند الان جايگاه خودش رو در جام جهاني نجات داد
اينجا دوباره آهنگ چاکده پخش ميشه و نشون ميده که مسابقات يکي پس از ديگري داره برگزار ميشه
اسپانيا-هند
يک بر صفر با گل کومال به نفع هند
و نشون ميداد که کبير داره سخت با بازيکن هاش تمرين ميکنه
اينديا-آفريقاي جنوبي
دو بر صفر با گلهاي پريتي و کومال
حالا هند به مکان پنجم رسيده و بنديا همچنان نيمکت نشينه و مشکل کومال وپريتي هم حل نشده و هنوز به هم پاس نميدن
يه بازي ديگه هم ميبرند که خوب پرچمش رو نشون نميده ولي گل مسابقه رو پريتي ميزنه
جالب اينجاست که مربي استراليا که تيم هند رو مسخره ميکرد حالا براي ديدن بازي هاش به استوديوم مياد
صحنه بعد بچه ها نشستند کنار هم ودارند روزنامه ميخونند وگنجان به کومال ميگه پريتي ازت جلو زده نزار ازت جلو بزنه تو مسابقه بعد همه چيز رو برابر کن
و باز هم تمرين ،مگه کبير ميزاره آب خوش از گلوي اين بيچاره ها پايين بره
گزارشگر:همه رو تيم هندي کبير خان حيران کرده ولي شايد مسابقه فردا صبح اون رو متوقف کنه
چون اگر هند اين بازي رو ببره به جمع چهار تيم ميره و اگه ببازه از جام جهاني بيرون ميره 
مسابقه فردا هند با آرژانتين هستش که تو مسابقات قبل با مصدوم کردن طرف مقابلش تا اينجا اومده (منظورش اينه که بازيشون خشنه)
خوب حالا بازي شروع ميشه چشتون روز بعد نبينه بازي به محض اينکه شروع ميشه سويي مويي رو نقش زمين ميکنند بعد از اون نوبت آليا و گل هستش که آسيب ببينند جالب اينه که داور خطا هم نمي گرفت
نيمه اول تموم ميشه و تو رختکن رو نشون ميده
اين تيکه واقعا جالبه توي رختکن همه آسيب ديدند و کبير هم حسابي عصبانيه
کبير:از اين لحظه نمي خوام توپ رو تو نيمه زمين خودمون ببينم،بالبير تو بازي خودت رو بکن
بالبير:من ميزنمشون
کبير مياد نزديک بالبير وميگه:اون احمق ها رو خوردشون کن
اينجا بالبير هم داشت شاخ در مي آورد اين کبير همش بهش گفته بود که عصباني نشه حالا اين دفعه خودش ميگفت بزن خوردشون کن
کبير (اين همون ديالوگ هستش که بعد از گرفتن جايزه تو اسکرين اوارد گفت):اون دوتا زد تو چهار تا بزن،اگه اون چهارتا زد تو هشت تا بزن ،اينقدر بزنشون که از جلو اومدن که هيچي از هاکي بازي کردن بترسند
اينجا کريشنا ميخواد کبير رو آروم کنه که اون اجازه نميده
کبير ادامه ميده:وقتي يه بار سر راه پريتي و کومال اومدند دوباره چنين جراتي نکنند
بهشون حمله کنيد اونقدر حمله کنيد که يا اونها خورد بشند(شکست بخورند) يا شما خورد بشيد(شکست بخوريد)و بازي شروع ميشه
بالبير چه بلايي سر بازيکن هاي تيم مقابل مياره اين ديگه اصلا گفتن نداره بيچاره ها رو از هاکي بازي کردن که هیچی از زندگی کردن پشيمون ميکنه
کبير هم از خوشحالي تو پوست خودش نمي گنجه اينجا کومال با هر زحمتي بود يه گل ميزنه وهند برنده ميشه بعد از پايان مسابقه همه کنار زمين جمع شده بودند و کومال با خوشحالي به کبير ميگه به نيمه نهايي رسيديم بعد ميپره تو بغل کبير اونم بلندش ميکنه وميگه : مگه از اول شک داشتي

گزارشگر:ولي حالا مقابل اونها کره قرار داره که تا حالا يک گل هم نخورده
صحنه بعد کبير و ويديا دارند بازي کره رو تحليل ميکنند
کبير: پشت هر بازيکن يه بازيکن،پشت هر بازيکن يه بازيکن قرار داره،اين تيم کره است
ويديا:اينجوري نميشه تکون خورد بازي کردن که حرف دوريه،چه کسي ميتونه،اينجور بازي رو کي ميتونه بشکونه
يهو انگار يه چيزي به ذهن کبير رسيده گفت:يه بازيکن هست
بعد بنديا رو نشون ميده که داره بطري آب بچه ها رو پر ميکنه ،آخي ببينيد از دست کبير کارش به کجا کشيده
کبير وارد همون مکاني ميشه که بنديا داشت آب پر ميکرد و ميگه:تو درست ميگفتي،يه چيزي در تو هست که در اون نيست،نه تو هيچ دختر ديگه اي در اين تيم
بنديا با ناراحتي از جاش بلند ميشه و در حالي که هنوز منظور کبير رو متوجه نشده خيره بهش نگاه ميکنه
کبير هم آروم جلو مياد و يه لبخند ميزنه و چوب هاکي رو بنديا ميده و ميگه :بگير
بنديا چوب رو ميگيره وميگه:براي چي؟
کبير:براي چي ،بعد ميشينه و ادامه ميده:چون تو اين زمان هند به باتجربه ترين بازيکنش احتياج داره
بنديا همينطور به کبير ذل زده :اينکه چطور (اين کلمه رو من دقيقا نمي دونم معنيش چي ميشه ولي ميدونم منظورش بازي کره است که هر نفر از کره اي ها يه نفر از بازيکن هاي تيم مقابل رو درنظر ميگيرند و همه جا کنارش هستند يه چيزي مثل دفاع نفر به نفر)ميشه چنين دفاعي رو شکوند فقط تو ميدوني،مسابقه شروع شده برو
بنديا هم يه نگاهي به چوب ميکنه و بعد نشون ميده که داره آماده ميشه
گزارشگر:همونطور که انتظار ميرفت دنبال هر بازيکن فوروارد هند يه بازيکن کره قرار دادند وکاملا بستنش،آليا،پريتي،کومال،هيچ بازيکني نميتونه جلو بره
حالا مري تعويض ميشه و بنديا مياد جاش 
گزارشگر:حالا ما ميبينيم که بازي تيم به ناگهان تغيير کرده بنديا و گنجان دارند حمله ميکنند و چون به سبک خودشون دارند بازي ميکنند همه بازيکن ها گيج شدند
و بنديا گل ميزنه و همه به سمتش مياند ولي جالب اينه که بنديا به اولين کسي که نگاه ميکنه کبير
،ميخواد ببينه عکس العمل اون چيه،کبير هم که حسابي حال کرده يه اشاره با دست به بنديا مي کنه که بگه عالي بود بنديا هم در حالي که به کبير خيره شده بود يه لبخند ميزنه
و ما براي اولين بار ميبينيم که بنديا يه لبخند درست حسابي بزنه واقعا هم وقتي مي خنديد ناز شده بود
بازي تموم ميشه و در حالي که دارند شادي بازيکن ها و تماشگر هاي هندي رو نشون ميده گزارشگر ميگه:هند به مسابقه فينال جام جهاني رسيد اما اين چيزي که در اين تيم محسوس هستش مربي اونه به طوري که چند ماه پيش حتي اين تيم رو از بازي در اينجا منع کرده بودند
چه کسي ميدونست بهترين فوروارد مرکزي زمان خودش چنين موفقيتي رو براي هاکي به دست بياره
هند در مکان دوم قرار مي گيره وحالا ديگه همه براشون احترام قائلند،بلاخره از هند واسشون وسايل درست حسابي فرستادند 
بچه ها دور هم جمع شدند و يکي به پريتي ميگه :بيشترين گل جام جهاني رو تو زدي
گنجان:اين چطور ممکنه اينجا رو نگاه کن کومال هشتا گل زده ،کومال بازم جلو افتاد
کريشنا داره با سوکلا (همون پيرمرد که تو هند باهاشون بود)صحبت ميکنه که بنديا به زور گوشي رو ميگيره اونوقت سوکلا بهش ميگه :فقط نبازيد
بنديا : نه آقاي سوکلا مرده ميام ولي باخته نه
صحنه بعد شب و دارند پرچم هند رو ميبرند بالا و کبير بيرون وايستاده و داره اين صحنه رو نگاه ميکنه که ويديا مياد پيش کبير
ويديا:آقا اينجا چي کار ميکنيد؟
کبير:نگاه کن،دارم براي اولين بار برافراشتن پرچم هند رو براي دخترها ميبينم
ويديا:ما به فينال رسيدم،رويا که نيست
کبير : تو چي فکر ميکني ؟
ويديا : رويايي،براي شما هم رويايي نه؟ 
کبير برمي گيرده يه دستي به شونه ويديا ميزنه و بدون جواب ميره
صحنه بعد جشنيه که اعضاي هر دو تيم استراليا و هند درش حضور دارند بچه هاي هند همشون ساريهاي يکرنگ پوشيدند و پشت سر هم وارد سالن ميشند که اين صحنه خيلي جالبه

توي جشن برخورد بچه ها هم جالبه کومال و بالبيرو يکي ديگه که قيافش معلوم نيست وايستادند و کومال داره از ساري پوشيدن شکايت ميکنه که نترا مياد دم گوشش يه چيزي ميگه بعد کومال ميره بيرون و توي زمين پريتي وايستاده کومال با عصبانيت:چيه؟
پريتي:يعني چي؟
کومال:يعني اينکه براي چي صدام زدي اينجا
پريتي : من ،تو من رو صدا زدي
حالا اين ميگفت تو من رو صدا زدي اون يکي ميگفت نخير تو من رو صدا زدي که بلاخره کبير ميگه: من صداتون زدم
کومال:شما ،براي چي آقا
کبير: براي اينکه بهتون بگم ما فينال فردا رو ميبازيم
پريتي:چي، براي چي؟
کبير: براي چي ،براي اينکه فردا دو تا از بازيکن هاي ما براي استراليا بازي مي کنند
کومال:نه آقا ،اينطور نيست
کبير حرفش رو قطع ميکنه و ميگه :تو چي خيال ميکني مربي و بازيکن هاي تيم استراليا احمقند ،اونها تا حالا نفهميدند که دو تا فوروارد مهم هند توپ رو به همديگه پاس نمي دند،تو چي فکر مي کني اون ها از اين استفاده نمي کنند
کومال:اين رو به اين بفهمونيد آقا من...که کبير حرفش رو قطع ميکنه : کومال تو که نمي تونه به من حقه بزني حداقل خودت رو گول نزن،تو به پدر و مادرت دهکده به همه گفتي که مياي هاکي بازي کني ولي تو هاکي نه چيز ديگه اي بازي ميکني اينو تو هم مي دوني
کومال: به اين بگيد آقا اين شروع کرد
کبير: وتو تموم ميکني تو بازي فردا (وبعد يه لبخند تلخ ميزنه و به چهره پريتي نگاه ميکنه و ادامه ميده)اين طرحتونه
و تو پريتي سابروال کاپيتان چانديگره تو براي اومدن به اين تيم بيهوش شدي ولي الان همه هوشت رو از دست دادي ،چرا؟
شما دو تا بچه نيستيد و اين رو خوب ميدونيد که اگه فردا با هم بازي نکنيد ما اين فينال رو نمي بريم يک بار يکي از تيم هاي هند اينجوري يه فينال رو باخت
اينجا کومال و پريتي هر دو حواسشون جمع ميشه چون ميفهمند کبير داره از سرگذشت خودش ميگه
بار اين شکست اينقدر زياد بود که شايد شما الان نتونيد بفهميد اما وقتي که بتونيد بفهميد،شما نمي تونيد تحملش کنيد اينهمه طاقت در شما نيستش اينهمه طاقت در هيچ کس نيست،شما دو تا چه مشکلي با هم داريد اين رو خودتون ميدونيد،من فقط اين رو ميدونم که شما با هم بازي بکنيد يا نکنيد فردا همه تيم ما درکنار هم مقابل استراليا بازي ميکنند حتي اگه لازم باشه برخلاف شما دو تاهم،حالا شما دو تا ميخواهيد همراه تيمتون بازي کنيد يا برعليه تيمتون
بعد کبير کومال و پريتي رو تنها ميزاره و ميره
پريتي:بيشترين گل مال من ميشه حالا هر چي که ميخواد بشه
کومال :ميخواي به من نشون بدي
پريتي: من هيچي رو نمي خوام به تو نشون بدم کومال ،من فقط ميخوام(راستش معني اين کلمه رو نمي دونم ولي فهميدم منظورش اينه که ميخواد به نامزدش نشون بده که چه کاري ميتونه بکنه) بيشترين گل براي من ميشه
کومال با تعجب : منم مي بينم چطور چنين چيزي ميشه
خوب صحنه بعد صبح روز مسابقه است که يه خورده صحنه هاي زيبا از استراليا نشون ميده تا شب ميشه و وقت شروع مسابقه فرا ميرسه گزارشگر: وحالا اون شبي رسيده که همه منتظرش بودند امشب مسابقه فينال هاکي خانم هاست يه فينالي که تا يک ماه قبل کسي نمي تونست چنين حدثي بزنه چون امشب استراليا برنده شش دوره بازي ميکنه با هند
هند اينجا با بازيش دل همه رو برده ولي بين بردن دل و بردن جام جهاني فرق زياديه
اينجا بزرگترين امتحان تيم کبير خانه که چه تاکتيکي رو براي بازيش انتخاب کرده ، اون چه جادوييه ،چه خوابيه که هند از استراليا برنده شش دوره ببره
کبير وارد رختکن ميشه ودخترها با ديدن کبير همشون مرتب مي ايستند و کبير يه نگاهي به همه ميندازه و در حالي که يه ناراحتي خاصي تو چهرش ديده ميشه شروع ميکنه به صحبت کردن
کبير:هفتاد دقيقه ،هفتاد دقيقه وقت داريد شايد خاص ترين هفتاد دقيقه زندگيتون،امشب شما خوب بازي کنيد يا بد اين هفتاد دقيقه تو کل زندگيتون به يادتون ميمونه،اينکه امشب چطور بازي کنيد رو من بهتون نمي گم نه،فقط اينو ميگم که بريد و اين هفتاد دقيقه رو براي زندگيتون بازي کنيد،چون بعد از اين تو زندگيه آيندتون ميخواد چيزي درست باشه يا نه،ميخواد چيزي بگذره يا نگذره،ميخواد ببازيد يا ببريد اين هفتاد دقيقه رو هيچ کس نمي تونه از شما بگيره،هيچ کس
شما فکر مي کنيد که چطوردر اين مسابقه بازي کنيد اينو من به شما نميگم بلکه شما به من
مي گيد،بازي کنيد
چون من مي دونم اگر در اين هفتاد دقيقه هر بازيکن اين تيم بهترين بازي هاکي زندگيش رو بکنه اين هفتاد دقيقه رو خدا هم نمي تونه بهتون برگردونه،بريد ،بريد و به خاطر خودتون به خاطر زندگيتون به خاطر خداتون و به خاطر اون آدمي که بهتون اعتماد نکرده هفتاد دقيقه تون رو بگيريد
اينجا کبير دستش رو بالا مياره و همه دستشون رو دست کبير ميزارند و بعد يهو توي زمين رو نشون ميده که بچه ها دستشون رو ميارند بالا وميگند چاکده
بازي با ضربه هند به توپ شروع ميشه کبير هم از بيرون داد ميزنه و راهنمايي مي کنهو همون اول بازي اين دفعه پريتي يک گل به استراليا ميزنه تا بگه اين تيم اون تيم نيست که هفتا گل خورد
حالا نوبت استراليا بود ه سخت حمله کنه ولي ويديا جلوشون رو مي گيره و تو طول بازي باز هم کومال و پريتي به هم پاس نمي دن تا نيمه اول تموم ميشه با شروع نيمه دوم استراليا حمله ميکنه و به گل ميرسه ،توپ دوباره به دست استراليا مي افته وگل دوم حالا هند بازي يک صفر برده رو دو يک داره ميبازه
نه دقيقه بيشتر به پايان بازي نمونده واستراليا هم داره وقت کشي ميکنه که هند به گل نرسه
حالا چهار دقيقه به پايان بازي مونده که توپ به دست هند وبه دست کومال ميرسه موقعيت جوري که پريتي آزاد و راحتتر ميتونه گل بزنه چون دروازبان نزديک کومال حالا همه داد ميزنند پريتي آزاد کبير هم فرياد ميزنه پريتي خاليه ولي کومال توپ رو پاس نميده مربي استراليا به دروازبانشون ميگه پاس نمي ده دروازبان هم از دروازه مياد بيرون و به سمت کومال ميره اما در آخرين لحظات کومال داد ميزنه پريتي برو و بهش نشون بده (دوباره همون کلمه است که من گفتم منظورشون به نامزد پريتي کومال ميگه برو بهش نشون بده حالا اينا هم عجب گيري دادن ديدن من اين يه کلمه رو بلد نيستم ديگه دو دقيقه به دو دقيقه ازش استفاده ميکنند) و توپ رو بهش پاس ميده اونم مستقيم ميزنه تو دروازه خالي تا هند واستراليا دو بر دو برابر بشند و اينجا بعد از زدن اين گل قيافه همه بچه ها وکبير ديدن داره چون همه ازاينکه کومال به پريتي پاس داده خوشحالند پريتي هم بعد از زدن گل اول مياد سمت کومال و بقلش ميکنه و ميگه :ممنون، تا بلاخره با هم دوست بشند
بعد بقيه هم دورشون حلقه ميزنند حالا دو دقيقه بيشتر به پايان بازي نمونده و بلاخره سوت پايان بازي در وقت قانوني حالا نوبت پنالتي
همه جمع شدند کبير هم کنار زمينه گزارشگر هم ميگه که حالا يه شانس واقعي براي هند وجود داره و هر تيم ميتونه پنج تا پنالتي بزنه که هر تيمي که گل بيشتري بزنه ميبره
همه مياند و به ويديا مي گند نجاتمون بده اميدمون به تو 
ويديا کنار کبير ايستاده و کبير بازيکن هايي رو که مي خواند پنالتي بزنند رو صدا ميزنه پريتي،آليا،بنديا،مري،نترا قبل از پنالتي يه چيزي يادتون باشه ما به دروازه حمله نمي کنيم بلکه به افکار حمله مي کنيم گل خود به خود زده ميشه
پريتي:آقا اگه کومال ضربه رو جاي من بزنه؟
کبير يه لبخند ميزنه و کومال رو صدا ميکنه:کومال سريع ،پريتي مي خواد تو جاش پنالتي بزني
کومال يه نگاه به پريتي ميکنه و قبول ميکنه ،در واقع اينجوري پريتي مي خواست پاس کومال تو زمين رو جبران کنه وبهش اين فرصت رو بده که بازم بيشترين تعداد گل رو به دست بياره
اولين پنالتي تيم هند رو نترا ميزنه ودر مقابل چشمهاي نگران همه توپ نترا رو دروازبان مي گيره
و پنالتي اول استراليا رو ويديا نمي تونه بگيره وتبديل به گل ميشه
پنالتي دوم رو آليا ميزنه و توپ آليا رو هم دروازبان ميگيره
پنالتي دوم استراليا هم تبديل به گل ميشه تا هند به باخت نزديک بشه
حالا کومال مياد پشت توپ و همه حواسشون به کومال ،کومال ميزنه و توي دروازه ودوباره تماشاگر هاي هند سر و صداشون در مياد حالا اگه ويديا گل بخوره همه چي تمومه ويديا ميره داخل دروازه و يه نگاه به کبير ميکنه کبيربراش يه سر تکون ميده حالا استراليايي توپ رو ميزنه و ويديا ميگيره
دوباره بچه هاي تيم هند و کبير يه نفس راحت ميکشند نفربعد مري که ميره پشت توپ وخداييش گل قشنگي ميزنه
حالا هند واستراليا چهار به چهار برابر ميشند ولي هند يه ضربه براش مونده ولي استراليا دوضربه ويديا ميره داخل دروازه وتوپ رو ميگيره البته بعد از زدن يا گرفتن هر گل شادي بچه هاي تيم ديدن داره
حالا نوبت قهرمان منه که بره پشت توپ بنديا ميره پشت توپ و معلومه که گل ميزنه
اين آخرين موقعيت اگه ويديا توپ رو بگيره هند برنده ميشه وجام جهاني رو ميبره
ويديا ميره داخل دروازه و گزارشگر ياد آوري ميکنه که اگه ويديا ننتونه توپ رو بگيره پنالتي ها ادامه پيدا ميکنه واگه اون بگيره هند برنده ميشه استوديوم يکپارچه ويديا رو تشويق ميکنه
تو اين صحنه يهو کبير ياد گذشته خودش ميافته و اون زماني که داشته پنالتي ميزده و با خودش ميگه : اگه بخواد سمت چپ بزنه چوبش مياد سمت چپ ولي پاش سمت راست پس بايد توپش سمت راست باشه
چپ راست ،چپ راست،اينجا رو کبير خيلي باحال ميگه : اي خدا ميخواد مستقيم بزنه ،ويديا به من نگاه کن ،ويديا به من نگاه کن بلاخره يه حسي به ويديا ميگه که به کبير نگاه کنه واون لحظات آخر يه نگاه به کبير ميندازه اينجا کبير يه نفس عميق مي کشه و بهش اشاره مي کنه که سر جات وايستا،و دقيقا همون چيزي شد که کبير گفت بازيکن استراليا توپ رو به مرکز دروازه زد ويديا هم که به توصيه کبير از جاش حرکت نکرده بود راحت توپ رو گرفت تا هند قهرمان جام جهاني بشه

همه به سمت ويديا مي دوند واون رو بغل ميکنند خداييش اينجا فيلم با اينکه زيباترين لحظات فيلمه ولي من دلم مي خواست يه فصل اين بچه ها رو کتک بزنم آخه يه بار بعد مسابقه نرفتن به کبير بگند بابا دستت درد نکنه 


اينا همه مي دوند سمت ويديا و کبير خداييش اين صحنه رو عالي بازي ميکنه و از نظر من اگه قرار باشه به يه صحنه از بازي شاهرخ توي چاکده جايزه بدند اين صحنه است
کبير بعد از اينکه کنار زمين تنها ميشه و همه سمت ويديا ميرند انگار هنوز باور نکرده پاش بي حس ميشه واشک توي چشماش حلقه ميزنه ويک قدم عقب ميره و به تابلوهاي کنار زمين تکيه ميده انگار کل نيروش رو از دست داده يه جوري اشک تو چشماش جمع شده و پرچم کشورش رو نگاه مي کنه که آدم دلش مي خواد بشينه وباهاش گريه کنه من اينجا رو ميگما آخه اين بچه ها نکردن يه سر به مربيشون بزنند حالا طوري ميشد يه خورده اينم تحويل ميگرفتيد 

و صحنه بعد جشن پيروزي هند و دادن جام به ويديا
که حالا يه صحنه اون بازي اول مقابل پسر ها رو هم نشون ميده وبعد نشون ميده که همه دارند از فرودگاه مياند بيرون و کلي هم اومدند براي استقبالشون وحالا گزارشگر ها مدام ميگند که اين پيروزي به خاطر کبير خان بوده و الان تو قلب همه فقط اسم کبير خان ،مي گم خوب شد اين کبير خان بلاخره واسه اينا عزيز شد تا دو روز پيش مي گفتند طرف خائنه حالا شده فرمانرواي قلب ها اينجاي فيلم ميخواست نشون بده که رسانه ها ميتونند چه تاثيري تو زندگيه يه قهرمان داشته باشند
خلاصه گزارشگر ميگه که : همه چهرها بخاطر پيروزي خوشحالند وتوي قلبها فقط يک اسم کبيرخان ولي کبيرخان ديده نميشه ،کبير خان کجاست؟
صحنه بعد نشون ميده که کبير با مادرش در حالي که فرمان موتورش رو در دست داره وارد محله اي ميشه که اول فيلم از اونجا بيرونش کرده بودند و همه با ديدنش تعجب ميکنند
ولي کبير مصمم بدون توجه به هيچ کس با غرور و سربلندي وارد محله ميشه
حالا تو اين صحنه صداي گزارشگر هم مياد که ميگه:حالا که کبير خان بعد از هفت سال به هاکي برگشته ببينيم با تجربه ها در مورد کبير چي ميگند حالا يکي ميگه:تا وقتي تو هند بازيکن هاي مثل کبيرخان وجود دارند تيم هندي در صدر هستند
حالا بشنويد مردم در مورد کبير خان چي ميگند
وقتي تيم ملي رو قهرمان کرده بالاتر از اون چي ميتونه باشه
اينکه هندي واقعي کيه رو امروز کبير خان به همه نشون داد
حالا همسايه ها پشت در خونه کبير جمع ميشند وکبير مياد جلوتر وميبينه يه بچه داره روي کلمه خائن که رو ديوار نوشته شده بود خط ميکشه و کبيرم چوب هاکيش رو به اون هديه ميده بعد همه دست مي زنند و مي گند چاکده
و فيلم تموم ميشه حالا کنار اسم ها بقيه فيلم رو نشون ميده که نامزد پريتي مياد با غرور تمام به پريتي جلوي خبرنگار ها پيشنهاد ازدواج ميده اونم پيشنهادش رو رد مي کنه
بعد يکي يکي نشون ميده که چقدر بچه ها تغيير کردند
باباي کومال ديگه مخالف بازي کردنش نيست کومال هم ديگه اون دختر شيطون نيست
بنديا حالا واقعا ماه شده و ميخنده
بالبير که حسابي اروم شده حالا خودش مادر بزرگش رو آروم مي کنه
ويديا که بلاخره شوهرش قبول کرد که هاکي بازي کردن بد نيست
آخر سر هم اون صحنه بعد از مسابقه با پسر ها رو نشون ميده که کبير چوبش رو بالا ميبره وفيلم تموم ميشه
البته اين خود فيلم به غير ازصحنه هاي ديلتي که کمم نيستند راستش بيشتر از همه نقش گل تو فيلم حذف شده طفلي اين همه بازي کرده اونوقت چند دقيقه بيشتر نشونش نميدن
همونطور که قول داده بودم صحنه هاي ديلتي رو هم تا اونجا که بتونم براتون مينويسم واگه لينکش رو هم پيدا کردم براتون ميزارم تا چاکده رو با کاملترين شکل به پايان برسونيم
