


















صحنه هاي حذف شده
صحنه اول:مادر گل بهش يادآوري مي کنه که اون از يه خانواده اي که همشون بهترين بازيکن هاي هاکي بودند واون اگه نمي تونه اسمشون رو بالا ببره حداقل اون رو پايين نياره![]()
صحنه دوم: رسيدن کبير به محل تمرين و ديدن اتاقش که حسابي خالي هم هست فقط يه توپ توشه با يه ميز پينگ پنگ
صحنه سوم:آليا داره از طريق درخت از خوابگاه مياد بيرون و با گنجان که از بالا بهش نگاه ميکنه خداحافظي مي کنه ودسته گل رو از دوست پسرش مي گيره وسوار موتورش ميشه وبا هم ميرند![]()
صحنه چهارم:کبير روي تختش دراز کشيده وحسابي تو فکره همون روز اولي که قراربراي تمرين چهار صبح بلند شند کبير کل شب رو بيدار بوده ووقتي ساعت زنگ ميزنه بلند ميشه ومياد تو زمين وبه همراه کريشنا منتظرند تا بچه ها بياند
بلاخره سر و کله بچه هاپيدا ميشه و کريشنا ميگه : اولين روز تمرين دير کردين سريعتر آماده شيد
کبير: خانم کريشنا بازيکن هاي تيم کمند
کريشنا :من ميبينم ،شما سريعتر آماده شيد
کريشنا مياد تو خوابگاه وگنجان داره دست گل آليارو نگاه ميکنه آليا هم نشسته اونطرفتر و بنديا هم پايين خوابيده
کريشنا: شما اينجا چي کار مي کنيد،براي تمرين نمي يايد
گنجان:ما براي تمرين ميام اما وقتي که تمرين تمرين باشه
کريشنا:يعني چي؟
آليا : وقتي تمرين مسابقات شروع شد ما رو صدا بزنيد تا اون موقع ما خودمون تمرين مي کنيم
کريشنا:شما ميخواهيد که مربي روز اول از تيم بيرونتون کنه
بنديا:کسي خودش بيرون شده چطور ميتونه ما رو بيرون کنه![]()
کريشنا مياد داخل زمين و به کبير ميگه که جال اون سه تا دختر خرابه واز فردا براي تمرين مياند
کبير هم يه لبخند ميزنه ويه نگاه به تراس ميکنه وميبينه بنديا داره بيرون سيگار ميکشه و ميگه:خوب پس ما هم تمرين رو فردا شروع مي کنيم ،تا وقتي تيم کامل نباشه تمرين هم نيست،بعد رو به دخترها ميگه:متاسفم دخترها بعد خودش تنهايي شروع ميکنه به دويدن![]()
صحنه پنجم:دکتر بنديا رو معاينه مي کنه و رو به کبير ميگه :منفکر مي کنم همه چيز عاديه
بنديا:ولي درد دارم
کبير:خوب ،اجازه بديد استراحت کنه ما وقتي تمرين مي کنيم که حال اون خوب بشه
بنديا:ممکنه سه چهار روز طول بکشه
کبير : مساله اي نيست ما منتظر مي مونيم،بگذاريد اين سه تا استراحت کنند و ماست بخورند تا زماني که حالشون بهتر شه(خداييش کبير هم کم زرنگ نيستا
)بعد هم ميره حالا قيافه بنديا ديدن داره آليا به شوخي ميگه نگران نباش من شماره رستوران رو دارم![]()
بعد نشون ميده براشون نهار برنج وماست آوردن در حالي که همه دارند درست و حسابي غذا مي خورند

صحنه شش:کريشنا مياد داخل اتاق کبير وکبير داره همون مدالش رو پاک مي کنه
کريشنا : آقا منو صدا زديد؟
کبير : بله ،بفرماييد بشينيد
کبير داره عکس مادرش رو پاک مي کنه که کريشنا ميگه: مادرتون ،تو خونه است
کبير : بله مادرم هست ولي خونه نه
کريشنا: شما خيلي شوخي ميکنيد
کبير:شما هم همينطور،من مي خواستم در مورد بازيکن هاي بيمارمون صحبت کنم
کريشنا:بله
کبير : خانم کريشنا راه رسيدن به جام جهاني خيلي طولانيه و ما تنها کساني هستيم که راه رو نشون ميديم،من ميخوام به شما بيشتراز خودم اعتماد کنم ولي لطفا هيچ چيزي رو از من مخفي نکنيد حالا هر چقدر هم که بد باشه
کريشنا:بله آقا
صحنه هفتم:کريشنا وکبير باز هم تو زمين منتظرند وفقط نترا براي تمرين اومده
کريشنا:شما فکر مي کنيد اونها امروز براي تمرين مياند؟
کبير:نه فکر نمي کنم
اينجا حواس نترا به يه پيرمرد هست که داره کنار زمين داره شلنگ ها رو جمع ميکنه وحواس اونم به نترا است نترا بهش اشاره ميکنه که بزار من ميام اينجا يهو کبير متوجه نترا ميشه و بعد اون آقاهه رو ميبينه نترا به کبير ميگه:چيزي نيست آقا .اون يه خورده نگرانه،اون خيلي منتظر مونده که من رو با تيم ملي ببينه
کبير:پدرته؟
نترا:بله
کبيريه دستي به سمت پير مرد تکون ميده که اونم دستش رو به علامت احترام به سمت کبير ميگيره بعد کبير به نترا ميگه برو کمکش کن
نترا هم به سمت پدرش ميدوه و شروع ميکنه به کمک کردن
کريشنا:آقا اون تو استوديوم بزرگ شده
کبير سري تکون ميده ودوباره به ساعتش نگاه مي کنه و حالا داخل خوابگاه رو نشون ميده که همه زل زدند به گنجان وآليا
گنجان :چيه چرا منو اينجوري نگاه مي کنيد ![]()
بعد چونميبينه اين دفعه اينا کوتاه نمياند ميره بنديا رو بيدار ميکنه
بنديا مسواکش رو برمي داره و پتو رو از رو سرش ميکشه کنار و يهو ميبينه همه بالا سرش پا وايستادند بعد در حالي که گنجان داره روي مسواکش خمير بزنه ميگه:خيال نکنيد ازتون ترسيدم ،من برنج و ماست رو دوست ندارم
،کومال برو برام آب بيار
صحنه هشتم:کبير داره با بچه ها تمرين مي کنه وآهنگ چاکده هم در حال پخشه
صحنه نهم : بعد از همون صحنه اي که بنديا داشت به گنجان وآليا مي گفتکه بايد اسم بير بزارند توگلاک که يهو يه صدايي مي شنوند ومياند داخل خوابگاه ومي بينند کومال و پريت دارند با هم دعوا مي گيرند وويديا نمي تونه جداشون کنه کبير هم بيخيال نشسته تو اتاقش داره توپ بازي ميکنه بعد رو تخته اتاقش دور اسم کومال وپريتي خط ميکشه بعد با يه خط اينا رو به هم مرتبط ميکنه غافل از اينکه تو خوابگاه چه خبره،جالب اينه اين صحنه حذف شده اونوقت تو صحنه تمرين ميبينيم که پاي چشم کومال سياه وسر پريتي هم شکسته![]()

صحنه دهم:مربوط به گل که فکر ميکنم به اشتباه سر تمرين گل رو ميزنه داخل دروازه خودشون بعد بنديا که کنار آليا و کومال رو نيمکت نشسته ميگه :به اون نگاه کنيد بچه خاندان اقبال
صحنه يازدهم:کومال مياد تو آينه کنار تخت پريتي به خودش نگاه ميکنه وسر بندش رو ميزاره رو ميز کنار اسپر هاي پريتي اونم يکي يکي اسپر هاشو جمع ميکنه تو بغلش اين صحنه بيشتر جنبه طنز داره![]()
راني يه عکس مقدس ميزاره تو قفسه بعد بالبير مياد اونو ور مي داره وميره وميگه اين جاش اينجا نيست اينجا سويي مويي ميخواست بره بالبير رو بزنه اما راني مانع ميشه بعد نترا هم نزديک تر مياد اونوقت راني ميگه:اگه ما از جنگل اومديم اين از کجا اومده؟![]()
مولي داره دعا مي خونه که اليا که رو تخت دراز کشيده بهش ميگه : خدا رو قبول داري؟
مولي : چيه تو هند جرمه؟
آليا :نه منظورم اين نبود،چند تا دوست پسر داري؟
مولي :پنجاه تا
آليا:هر کاري دلت ميخواد بکن
گل عکس يکي از آشناهاش رو ميزاره رو ميز اونوقت نترا بهش ميگه:پدربزرگ تو پدر بزرگ منو ميشناسه،اون مي گفت تو بهترين بازيکن اين تيم ميشي
صحنه دوازدهم:تمرين رو نشون ميده وگل رو که مدام داره ضربات رو بيرون ميزنه بعد نشون ميده که داره با مادرش تلفني حرف ميزنه و ميگه:آره مامان،تمرين عاليه،گل؟ آره من سه تا گل زدم ،نه بقيه نتونستند حتي يکدونه بزنند.بابا چطوره؟به بابا بگو پاک کردن مدال هاي گذشتم رو متوقف کنه براي مدال هاي جديدم يه جايي درست کنه،باشه مامان خداحافظ
و گوشي رو ميزاره و ميره غافل از اينکه کبير اونورتر ايستاده بوده وتمام حرف هاش رو شنيده
صحنه سيزدهم:بعد از مسابقه مقابل آقايون بچه ها براي اينکه دارند ميرند جام جهاني يه جشن ميگيرند وهمه دارند مي خونند و ميرقصند
که کبير سر ميرسه بعد کبير رو به زور ميارند که برقصه اونم شروع ميکنه به رقصيدن
وبعد ميخواد بره که ازش مي پرسند اسم اين جشن يا رقص دقيقا نمي دونم رو چي بزاريم اونم ميگه توگلاک
بعد همه خشکشون ميزنه اما کبير يه صدايي در مياره وميره اونها هم دوباره شروع مي کنند به رقصيدن

بعدشم نشون ميده بنديا داره سيگار ميکشه و گنجان هم شروع ميکنه به بحث کردن باهاش که تيم ما الان خوبه ديگه تمومش کن که اونم سيگار پرت ميکنه زير پاي گنجان آخر سر هم آليا ميرسه
صحنه چهاردهم : ويديا داره با شوهرش راکيش حرف ميزنه
ويديا:راکيش فقط چند روز ،جام جهاني يکبار...که راکيش حرفش رو قطع مي کنه و ميگه:جام جهاني جام جهاني چي ميشه ،تو به خونت فکر کن ،من ميتونم زندگي کنم ولي وقتي مردم از پدر و مادرم سوال ميکنند اونها چي ميتونند بگند؟
ويديا : اونها بگند اون در مسابقات بازي ميکنه،چه چيز ديگه اي بايد بگند؟
عروس يه خونه مسابقه نميره اون تو خونه ميمونه اگه تو وقتت رو اينجا بگذروني کي از خونه مراقبت مي کنه
ويديا:بقيه بازيکن ها چي کار مي کنند؟
راکيش:کي؟ يه اسم به من بگو
ويديا هر چي فکر مي کنه اسمي به ذهنش نمي رسه همين لحظه کبير هم مياد بيرون واونها رو ميبينه
کبير:ويديا ميتوني يه دور وسايل جديد رو چک کني؟
ويديا:آقا اين شوهرمه
کبير:سلام
راکيش:سلام
کبير:چطوريد؟
راکيش:فرست کلاس
کبير رو به ويديا ميگه :وسايل جديد رو چک کن بعد هم ميره
راکيش:من ميرم
ويديا :راکيش،ما يه تيم خوب داريم ،اومده يه کاري انجام بده
راکيش:کار زياد از حد نکني ويديا
بعد هم ميره
صحنه پانزدهم:وارد شدن به استراليا و رفتن به هتل که بچه ها دارند وارد اتاقهاشون ميشند
صحنه شانزدهم:اين صحنه قشنگه حيف شد حذفش کردند ،بچه ها دور هم نشستند و دارند مشاعره ميکنند آليا اول بدجنسي ميکنه ميگه با اسم کبير شروع کنيم ولي کريشنا ميگه خجالت بکشيد بعد مشاعره شروع ميشه که خيلي هم جالبه البته بنديا يه خورده کنار تر نشسته و تو مشاعره شرکت نمي کنه
مشاعره ميرسه به گنجان و اين شعرکه آخرش با اون نمياد تموم ميشه بعد نترا ميگه حالا آقاي کبير کجا هست
که بنديا طعنه وارجواب ميده تو اتاقش با کاپتانش
که اينجا همه ديگه ساکت ميشند
صحنه هفدهم:کبير و ويديا دارند بازي تيم مقابلرو بررسي ميکنندکه ويديا ميگه:اگه بد فکر نمي کنيد ميتونم يه چيزي ازتون بخوام؟
کبير:اگر تو حرف اشتباهي نزني منم اشتباه فکر نمي کنم
ويديا:تو مسابقه بعد گل رو بيرون از تيم ميزاريد اون خيلي نگرانه
کبير يه لبخندي ميزنه و ميشينه وميگه:تو نگراني کاپيتان،نمي توني به تيمت اعتماد کنه ،نمي توني به هيچ کس اعتماد کني.
اينو يه جوري ميگه بد ويديا سرش رو برميگردونه سمت تلويزيون وکبير يه نگاه بهش ميکنه و لبخند ميزنه
صحنه هجدهم:بالبير داره به سويي مويي زبان انگليسي ياد ميدهکبير وبقيه هم دارند تمرين ميکنند
بالبير:oمثلorange
pمثلput
Qمثل quiet
rمثلrose
sمثل
که اينجا توجه کبير به سمتشون جلب ميشه ومياد کنارشون ميشينه و وقتي ميشنوه بالبير داره به سويي چي ياد ميده ميزنه به پشتش ميگه:
sمثلstop
pمثلpenalty
pمثلpass
cمثلcoach
hمثلhit
gمثلgoal
بعد رو به بالبير ميگه:نمي خواد تو انگليسي دکترا بگيره که ميخواد فقط هاکي بازي کنه
بعد هم پا ميشه و ميره و بالبير وبقيه کلي ميخندن
صحنه نوزدهم:براشون غذاي هندي آوردند
گل يه گوشه وايستاده وداره با تلفن حرف ميزنه:ما مسابقه رو برديم ،حداقل نميتونيد به من تبريک بگيد؟
اينجا حواس ويديا ميره سمت گل
گل:مگه چي شده که من هيچ گلي نزدم،من بخشي از تيم هستم ،نه؟
خاندان،خاندان،خاندان،چطور من اسمشون رو روشن کنم،بزارمش روي سرم يا با طناب آويزونش کنم تا اسمش رو روشن کنم بگيد چي کار کنم بعد تلفن رو قطع ميکنه

صحنه بيستم :اين واقعا از عجايبه که اين صحنه از کل فيلم حذف شده آخه اين مسابقه نيمه نهايي که مقابل آلمانه وخيلي هم نسبت به مسابقات ديگه جالبه،کبير با ابهت تمام همراه تيمش وارد زمين ميشه هنوز سي دقيقه به شروع بازي مونده تيم مياد داخل رختکن ،کبير به ستون تکيه داده وصدا ميکنه:اقبال اقبال ولي اون بر نمي گرده وبراي بار سوم کبير ميگه گل وگل برميگرده وميگه :بله
کبير:چرا پشت پيرهنت نوشته اقبال؟
گل:چي؟
کبير:چرا پشت پيرهنت نوشته اقبال؟
تو اين صحنه کبير وگل تنها هستند و نهايت مربيگري کبير رو نشون ميده
گل:اين خواسته من نيست ،خواسته پدرمه
کبير:اگه خواسته تو بود؟ اگه خواسته تو بود چه چيزي مينوشتي؟
گل:گل؟
اينجا کبير دستش رو که پشتش بود مياره جلو و يه تي شرت تو دستش بود که روش نوشته بود گل
کبير:اين مسابقه رو فقط براي خودت بازي کن .برو وعوضش کن![]()
گل هم لباسش رو عوض ميکنه و وقتي از اتاق مياد بيرون پشت پيراهنش نوشته گل
بالبير بهش ميگه :اقبال چي شد؟
گل:من سنگينيش رو از روي دوشم برداشتم![]()
و اينجا کبير يه لبخند ميزنه وميگه بريم دخترها
بعد از معرفي بازيکن ها بازي شروع ميشه خيلي نحوه فيلمبرداري تو اين صحنه ها عاليه واقعا نمي دونم چرا حذفش کردند
تو نيمه اول اتفاق خاصي نمي افته و نيمه دوم شروع ميشه وکرنر براي هند همه دور هم جمع ميشند وبنديا به کبير نگاه ميکنه اونم يه سري حرکت با دست انجام ميده که بنديا بفهمه منظورش چيه اونم دقيقا منظور کبير رو ميفهمه![]()

و رو به بچه ها ميگه :گل تو ميزني ،بالبير اعتراض ميکنه ولي بنديا با قاطعيت ميگه : مربي اينطور ميگه(من خداييش اينجا رو خيلي حال کردم بنديا اينجا خيلي خوب هواي کبير رو داره)قرار ميشه ضربه رو گل بزنه که همين کار رو هم ميکنه واين دفعه ميزنه توي دروازه تا بگه که آدم بايد خودش باشه تا بتونه موفق باشه
آخر بازي هم کلي بچه ها گل رو تحويل ميگيرند

صحنه بيست ويکم:اين صحنه آخر فيلمه که وقتي يکي يکي بچه ها رو نشون ميده باز هم گل رو حذف کردن ميگم در حق اين دختره ظلم شد اين همه بازي کرده اونوقت همش رو حذف کردن
خانواده گل اومدن استقبالش وپدرش بهش ميگه که:تو کار بزرگي کردي ،حالا چه کسي از اين خاندان ميتونه با تو برابري کنه،بگو تو چي ميخواي؟
گل:يه چيز کوچيک،لطفا از کسي از خاندان نخواهيد که با من برابري کنه
صحنه بيست و دوم: بنديا وکبير تو فرودگاه کنار هم ايستادند و ميبينند که راکيش داره با دست گل به سمتشون مياد
کبير:حالا چي؟ به خونت برمي گردي؟ ريسک مي کني ؟
ويديا:نه
کبير: راست ميگي؟
ويديا : نه![]()
کبير: اون کاري رو که من بگم انجام ميدي
ويديا سري به علامت تائيد تکون ميده
کبير:با خوشحالي برگرد خونه،خونه تو مال تو همونطور که تيم تو مال تو کاپتان،کسي که به تيمش اعتماد نمي کنه اون کاپيتان نيست
بعد با هم دست ميدن که اينجا راکيش ميرسه و ميگه : چي مي گفتين
کبير :هيچي ،آخرين لحظات مربيگريم رو انجام ميدادم،چطوريد؟
بعد با هم جواب ميدن :فرست کلاس
راکيش:تبريک ميگم ويديا ،بيا بريم همه منتظر تو هستند
بعد کم کم کبير از تو صحنه ميره بيرون
راکيش :مخصوصا پدر اون داره به همه ميگه که عروس ما اسممون رو بالا برده(يه چيز تو مايه هاي باعث افتخار ما شده)خوب اينجا يهو خبرنگارها ميريزند سر ويديا که کبير کجاست ولي اونها هم هر چي نگاه ميکنند کبير رو نميبينند![]()
اینم لینک چند تا صحنه دیلتی
رقص کبیر
http://www.4shared.com/file/29617170/be2ace3f/chak_de_delete d1.html
اینو نمی دونم کدوم صحنه است
http://www.srkfanatic.net/gallery/thumbnails.php?album=1035
اینم فکر کنم همون آهنگیه که از فیلم حذف شده
http://rapidshare.com/files/64665825/Chak.De.India.Ek.Hocky.Doongi.Mein.Rakh.ke.By.Deejam.avi
و یه عکس از ساخت چاکده - دخترهای چاکده برای اینکه بتونند اینطوری بازی کنند واقعا زحمت کشیدند و خیلی سخت تمرین کردند که همه اون تلاش رو نمیشه با یه عکس نشون داد . همینقدر بگم که تقریبا بیشتر از تمرین های که کبیر بهشون میداد رو تو واقعیت انجام دادند

و خدا رو شکر صحنه هاي ديلتي چاکده که خودش به اندازه يه فيلم بود تموم ميشه![]()
خوب اين چند روز به من خيلي خوش گذشت به خاطر اينکه به کمک دوست گلم کلي جشنواره و فيلم دستم رسيد که جالبترينش جشنواره فير بود آخر خنده است اگه نديد حتما ببينيد اسکرين هم جالبه ولي اين جشنواره اي که شاهرخ رو براي کي بي سي انتخاب کردند وجشنواره تلويزيوني بود از نظر من يه چيز ديگست
تو اين جشنواره شاهرخ به اندازه فير حضور نداره ولي تماشاگر ها فوق العادند با اينکه خودشون از ستاره هاي تلويزيون هستند ولي بايد ببينيد با اومدن شاهرخ روي سن چه کار مي کنند من که از اين همه ابراز احساساتشون واقعا خوشم اومد شاهرخ هم توي اين جشنواره اجراي قشنگي داشت ![]()
خوب حالا بعد از تموم شدن چاکده بايد بگم آپ بعدي مخصوص عکس البته سعي ميکنم از اکثر بازيگرها عکس بزارم واگه شما شخص خاصي مد نظرتونه بگيد از اون عکس بيشتري بزارم
از هر کدوم از اين جشنواره ها عکس ميخواهيد بگيد تا براتون بزارم
در مورد آپ بعدتر که بازم ميرم سراغ ترجمه ، انتخاب فيلم با شماست هر فيلمي از شاهرخ که ميخواهيد ترجمش رو براتون بزارم بگيد سعي ميکنم به ترتيب براتون بزارم
تا حالا تا اونجا که يادمه يه عده از دوستاي گلم اين فيلم ها رو خواستند
ديلواله-ديوداس-دان-پاهلي-هرگز خداحافظي نکن
حالا باز با خودتون هر کدوم رو خواستيد بگيد که براتون ترجمش رو بزارم ترجمه ام شانتي ام و چاکده کار خودمه ولي يکي دو تا فيلم هست
که من با زير نويس دارمشون واينجوري نوشتن در موردش خيلي راحت ميشه مثل وير -زارا بعضي ها هم مثل دان اصلا احتياج به زير نويس نداره چون من اينقدر ديدمش هر دفعه هم يکي کنارم بوده که بايد براش ترجمه ميکردم ديگه احساس ميکنم دارند فارسي حرف ميزنند
البته همچين مي گم ترجمه هر کي ندونه خيال ميکنه چه خبره همينجور دست و پا شکسته ديگه ![]()
راستي همه اول تبريک ميگند ولي من آخر سر تبريک ميگم آخه اينقدر مينويسم ديگه يادم ميره چي رو نگفتم انتخاب شاهرخ به عنوان بهترين بازيگر مرد در فير رو به همه دوستهاي شاهرخيم تبريک ميگم من که وقتي شنيدم داشتم بال در مي آوردم تو جشنواره امسال هم که شاهرخ و سيف سنگ تموم گذاشتند چه کارها که نکردند ملت داشتند از خنده بيهوش مي شدند منم باهاشون

اکثرتون کي بي سي رو ديديد ولي من چند روز پيش کي بي سي قديمي که مجريش آميتاب بود رو ديدم اون قسمتي که شاهرخ اومده بود واي اگه بدونيد
چقدر عالي به سوال ها جواب داد من که واقعا مونده بودم تازه همراهشم کارن جوهر بود وقبل از شاهرخ راني مسابقه داده بود و زمان مسابقه شاهرخ
کنار کارن نشسته بود استرس کارن و راني هم وقتي شاهرخ داشت به سوال ها جواب ميداد واقعا ديدني بود![]()
اینم یه عکس از یه اجرای نسبتا قدیمی رانی و شاهرخ

اینم یه عکس از پشت صحنه ام شانتی ام
خوب دوستاي گلم اينم از آپ اين دفعه اميدوارم خسته نشده باشيد،نظر هم يادتون نره![]()
از صميم قلب آرزو ميکنم عيد به همتون خوش بگذره وسالي پر از موفقيت داشته باشيد و به هدف هاتون هم برسيد![]()
هميشه شاد پيروز وموفق باشيد ![]()
![]()


I LOVE SHAHRUKH KHAN