کالهوناهو
سلام به همه![]()
همانطور که قبلا گفته بودم قرار امروز در مورد کالهوناهو (شاید فردایی نباشد ) براتون بنویسم
کالهوناهو
قبل از هر چیز باید بگم فکر نکنم هیچ کس باشه که از کالهوناهو بدش بیاد اگه خوششم نیاد بدشم نمی یاد. از نظر من کالهوناهو با اون آهنگ زیباش فوق العادست یه قصه است که از یاد نمی ره. بعد از تمام شدن فیلم مات و مبهوت می مونی و به این واقعیت فکر میکنی که شاید فردایی نباشه یا به این فکر میکنی که اگه تو بدونی فردا یی برات وجود نداره چی کار می کنی آیا میتونی مثل امان فداکار باشی و ساعات باقی مونده عمرت رو برای خوشبختی کسانی که دوستشون داری صرف کنی یا ...؟
واقعا چی کار می کنی اگه باور داشته باشی
کالهوناهوکالهوناهو
محصول 2003 سینمای هندشاهرخ خان ( امان )
پریتی زینتا ( ننا )
سیف علی خان (روهیت )
تهیه شده توسط یاش و کارن جوهر


اول داستان از یه دختر شروع میشه که داره زندگی خودش رو تعریف میکنه این دختر کسی نیست به جز پریتی ولی با چهره کاملا متفاوت یه دختر سرد و عصبانی که هیچ خبری از خنده های زیباش نیست اون شروع میکنه به معرفی خانوادش اوایل داستان به این ترتیب سپری میشه. هیچ چیز جالبی تو این فیلم نیست تو منتظری که خبری از شاهرخ بشه ولی متاسفانه هیچ اثری از شاهرخ نیست.

خانواده ننا رابطه خوبی با هم ندارند و همیشه مادر و مادربزرگش در حال بحث و دعوا هستند خود ننا هم که دو تا دوست بیشتر نداره یکی یه دختر تپل به اسم سوییتو که همش فکر ازدواج و دیگری روهیت که تمام تلاشش رو برای دوست شدن با دخترا میکنه ولی موفق نمی شه و تنها ماجرای رومانتیک عشق قدیمی پیرمرد همسایه با مادربزرگ ننا است تا اینکه یه روز بعد از یه دعوا مادر ننا برای آروم کردن بچه ها به اونا میگه که یه فرشته می یاد که زندگی ما رو عوض میکنه و ننا هم با دیدن این صحنه در کنار خانوادش مشغول دعا خوندن میشه و از خدا می خواد که یه روشنای کوچیک به زندگی اونا بده و همینطور هم میشه خدا امان رو وارد زندگی ننا میکنه با اومدن امان فیلم رنگ و بوی دیگه ای به خودش میگره شادی که امان برای فیلم میاره بهت نوید یه فیلم زیبا رو میده



امان زندگی ننا رو عوض میکنه به اون خنده کردن یاد میده که این تیکش خیلی جالبه

بعد از اون ننا باتیپ جدیدش و خنده هاش خیلی جذاب میشه طوری که روهیت هم عاشقش میشه اما قضیه چیز دیگست ننا عاشق امان و این عشق روز به روز بیشتر میشه

ولی چون امان میدونه که زیاد زنده نمی مونه به خاطر همین خیلی تلاش میکنه تا روهیت از ننا درخواست ازدواج کنه ولی قبل از اینکه روهیت این کار رو بکنه ننا به روهیت می گه که عاشق امان و به خونه امان میره تا همه چیز رو بهش بگه اما پیش از اینکه اون برسه روهیت همه چیز رو تلفنی به امان گفته بود به خاطر همین امان عکس دکترش رو به ننا نشون میده و میگه که ازدواج کرده تا ننا رو منصرف کنه این صحنه فیلم خیلی قشنگ و ناراحت کننده است وقتی که ننا - روهیت و امان دارند گریه میکنند آدم حسابی دلش کباب میشه 
بعد از اون ماجرا امان تلاش میکنه تا به روهیت یاد بده چه طوری یه دختر رو به خودش علاقمند کنه موفق هم میشه بعد از اون هم اجرای آهنگ زیبای کالهوناهو


اما یه دفعه نزدیک بود همه چیز به هم بریزه آخه ننا میفهمه که همه این چیزها رو امان به روهیت یاد داده و قهر میکنه که بره اما امان خودش دوباره همه چیز رو درست میکنه واز روی دفترچه خاطرات روهیت که سفید هم بود شروع به خوندن میکنه این از اون لحظات که مو به تن آدم سیخ میشه امان رو به ننا میکنه و میگه (ننا ای کاش می تونستم بهت بگم که چقدر عاشقتم من خیلی خیلی زیاد عاشقتم ) بعد دفترچه رو ورق می زنه و میبینه که سفید ولی امان کسی نبود که جلوی ننا حرفی برای گفتن نداشته باشه به خاطر همین در حالی که روهیت ناراحت و متعجب مونده بود ادامه میده (من عاشقتم وقتی چشمام رو میبندم تو رو میبینم و وقتی چشمام رو باز میکنم می خوام که تو رو ببینم تو نزدیک من نیستی اما من تو رو در همه جا احساس میکنم هر ثانیه هر دقیقه هر زمان چشمام ننای من رو جستجو میکنه حالا به این هر چی میگند: عشق- دیوانگی یا حتی ضربان قلبم ولی همش برای من یه چیز. تعداد زیادی از مردم عاشق میشند اما هیچ کس نمیتونه مثل من عاشق باشه چون هیچ کس مثل تو رو نداره من تو رو فراموش نمی کنم و نمی خوام که تو رو فراموش کنم تو برای منی و من همیشه عاشق توام در مدت زندگی تا لحظه مرگ حتی بعد از اون)

حرف های زیبای امان نشون میده که اون واقعا عاشق ننا است با از خود گذشتگی امان و کمکی که به روهیت میکنه ننا و روهیت خیلی با هم صمیمی میشند به طوری که جشن نامزدی هم میگیرند و تو این جشن یه آهنگ هم اجرا می شه که کاجول و رانی هم توش هستند



اما بعد از اون ننا یه روز اتفاقی تو فروشگاه متوجه میشه که امان ازدواج نکرده و چون داره می میره اون حرف ها رو بهش زده این تیکه واقعا دیدن داره وقتی ننا صحنه های گذشته رو به یاد می یاره و به تیکه هایی فکر میکنه که امان به اون گفته عاشقش و اون لحظاتی که حرف از مرگ و کالهوناهو زده اینجا دل آدم واسه ننا حسابی می سوزه عاشق یکی باشی وفکر کنی که اون تو رو دوست نداره بعد بفهمی طرف نه تنها عاشقانه تو رو دوست داشته بلکه دیگه وقتی هم نمونده و اون داره میمیره ننا حسابی حالش به هم ریخته بود پریتی این صحنه رو فوق العاده اجرا کرد

همه چیز خراب شده بود اما امان میفهمه و از بیمارستان میره تا به ننا و روهیت کمک کنه این همون صحنه است که اشتباه کردن و امان بعد از پوشیدن بلوزش سرمش رو از روی لباسش میکنه خوب نمیشه انتظار داشت تو یه فیلم هیچ اشتباهی نباشه به هر حال امان با صحبت کردن با روهیت و راضی کردن ننا باعث میشه اون دو تا با هم عروسی کنند یه صحنه هم تو عروسی خیلی قشنگ بود اون صحنه ای که ننا گریه میکنه و سرجاش می ایسته در حالی که روهیت و خانوادش چند متر جلوتر ایستادند و منتظر ننا هستند تا مراسم رو شروع کنند و امان از راه میرسه و با یه صلابت غیر قابل وصف ننا رو به نزد روهیت میبره


بعد از اون هم ماجرای بیمارستان امان وقتی بیدار میشه میبینه که همه بالای سرشند حتی ننا و روهیت و اون لحظه که به روهیت میگه قول بده و میگه که ننا تو این زندگی برای تو ولی از این به بعد تو هر زندگی اون برای منه وروهیت قول میده بعد هم مرگ امان و دوباره ننا که داره زندگیشو واسه جیا که الان بزرگ شده تعریف می کنه و حالا ننا یه دختر هم داره و روهیت باز هم کنارش و فیلم تموم میشه


وتو مات با چشمای پر اشک خیره شدی و میگی کالهوناهو
چون از آهنگ کالهوناهو خیلی خوشم می یاد سعی کردم ترجمش رو براتون بذارم فقط قسمت های تکراریش حذف شده بعد اگه مشکلی داره به بزرگی خودتون ببخشید
چهره زندگی هر لحظه تغییر میکنه لحظه ای تیره و لحظه ای روشن میشه
هر لحظه اینجا پر از زندگی و هر مقدارزندگی که تو داری مال خودت
چون ممکنه فردایی نباشه
کسی هست که تو رو با تمام وجودش دوست داره ولی مشکله که نزدیک تو بیاد
شخص دیگه ای مثل اون وجود داره که اون برای تو از همه مناسبتره
تو باید دست اون رو بگیری دست اون مهربون رو
چون ممکنه فردایی نباشه
در قلمرو چشمای تو شخصی که به نزدیکی تو می یاد باید تلاش کنه تا یک میلیون لحظه مراقب قلب دیوونش باشه ....
اما وقتی که قلبش به تپش می افته اون همه این لحظات به این داستان فکر میکنه که
شاید فردایی نباشه
یه مطلب جالب دیگه در مورد کالهوناهو جوایزی که بازیگراش در زی اوارد 2004 بردند
شاهرخ سوپر استار مرد سال شد
پریتی سوپر استار زن سال شد
سیف هم به عنوان بهترین بازیگر مکمل مرد انتخاب شد
کالهوناهو هم به عنوان بهترین آهنگ سال انتخاب شد
البته شاهرخ و پریتی فیلم های موفق دیگه ای هم داشتند اما خوب کالهوناهو خیلی تو انتخابشون موثر بود
درست نمیدونم ولی فکر کنم اون تیکه شعر که قبل از مراسم عروسی خونده میشه رو جوهی چاولا خونده صداش خیلی عالی
خیلی حرف زدم چاره ای هم نبود تازه خیلی چیزها رو به خودم فشار آوردم که نگفتم
به هر حال ببخشید آخه از کالهوناهو راحت نمیشه گذشت
دفعه بعد هم سعی میکنم در مورد کانک بنویسم اینم چند تا عکس دیگه و یه عکسم همینطوری گذاشتم چون ازش خوشم می یاد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد



فعلا خداحافظ ![]()
I LOVE SHAHRUKH KHAN